Friday, December 19, 2008

وحدت وجود

من دروني قوه اي در نهان نهفته دارد بنام آرمان- برتري جويي و برتري يابي و کمال جويي -هست شدن ويا درک هست بودن وانسان ازاين بستر حرکت کرده با پيروي از تزکيه نفس وزدودن آلودگي از درون يا به عبارتي احساس “من” در درون که خط و مرز محدود و محدود ساز ذهن است براي خود خويشتن (که اين خط مرز يک قرار داد  ذهني مي باشد مثل خط ومرزي که مي توان در مجموعه ي وجودي انسان دور سيستم خون رساني يا دستگاه گوارش و يا … کشيد و وجودي مستقل بر آنها تصور کرد) کمرنگتر و حتي بي رنگ مي شود ودر اين هنگام ذهن آدمي موجوديت خود را در آميخته ودر ارتباط و به طور دقيق تر در هم پيچيده باتمامي کائنات و حتي عميق تر و نه به معناي سطحي وظاهري بلکه به مفهومي در ذات و جوهر - وحدت و يگانگي وجود را حس کرده و خود را به دور از من جزئي -لاينفک که خط ومرزي محدود کننده وجدا کننده بدور ندارد خواهد ديد .
قطره درياست -اگر با درياست
واين مفهوم يک مفهوم ذهني وموهوم نيست چرا که در ان زمان خرد که يک عقل کلي و يا به عبارتي اتصال به عقل کل است زاده ميشود وآدم خردمند بدون دانستن وقبل از دانستن به فهميدن ميرسد (قابل ذکر است که دانستن پله اي يا به صورت يکنواخت و در طول زمان است به مانند تصور اجسام موجود در اتاق تاريکي که تا به حال در آنجا نبوده ايم و تصور تصوير موجود را با استفاده از حس لامسه و محاسبات عقلاني استنتاج مي کنيم ولي فهميدن خارج از زمان وبه يکباره مثل ديدن تمام زواياي اتاق در روشنايي اتفاق مي افتد
Posted by najaffiuj in 23:28:10
Comments

Leave a Reply